یادداشت / محمد سعادتی، خبرنگار حادثه ایلام ؛ ماجرا پس از دریافت گزارشهای مردمی درباره احداث کوره زغال در منطقه جنگلی دینارکوه آغاز شد. نیروهای یگان حفاظت منابع طبیعی آبدانان پس از حضور در منطقه و انجام گشت و پایش، دو کوره زغال را شناسایی و تخریب کردند.
اقدامی که بدون تردید در مسیر حفاظت از منابع طبیعی اهمیت دارد؛ اما نمیتوان پرونده را در همین نقطه بست.
کورهای که در دل جنگل ساخته میشود، یک اتفاق ناگهانی نیست. پیش از آنکه آتش در کوره روشن شود، چوب باید تهیه، قطع یا جمعآوری و به محل منتقل شده باشد. بنابراین وقتی یک کوره کشف میشود، در واقع با آخرین مرحله یک زنجیره تخلف مواجه هستیم.
اینجاست که سؤال اصلی مطرح میشود؛ چوب این کورهها از کجا آمده است؟
اگر برای تأمین سوخت کورهها درختان جنگلی قطع شده باشند، میزان خسارت واردشده به عرصه طبیعی چقدر بوده است؟ چه محدودهای برای تأمین چوب مورد استفاده قرار گرفته و آیا ردپایی از قطع درختان در اطراف محل کورهها وجود دارد؟
پاسخ به این پرسشها میتواند مشخص کند که با یک تخلف محدود مواجه بودهایم یا بخشی از فعالیتی که ممکن است در نقاط دیگری از منطقه نیز ادامه داشته باشد.
دینارکوه فقط چند قطعه زمین پوشیده از درخت نیست. این منطقه بخشی از زیستبوم زاگرس است؛ زیستبومی که پوشش گیاهی، خاک، آب و حیات جانوری آن به یکدیگر وابستهاند.
در چنین شرایطی، قطع درخت برای تولید زغال تنها از بین رفتن چند اصله درخت نیست. هر برداشت غیرمجاز میتواند بخشی از تعادل طبیعی منطقه را تحت تأثیر قرار دهد و آثار آن بسیار بیشتر از محدودهای باشد که کوره در آن ساخته شده است.
اما مسئله مهم دیگر، نحوه کشف این کورههاست.
این بار گزارش مردم باعث شد نیروهای حفاظت منابع طبیعی وارد عمل شوند. این موضوع نشان میدهد حضور مردم محلی و طبیعتدوستان میتواند نقش مهمی در شناسایی تخلفات داشته باشد؛ بهویژه در مناطقی که وسعت و صعبالعبور بودن عرصهها، نظارت مستمر را دشوار میکند.
با این حال، یک سؤال نیز مطرح است؛ اگر گزارش مردمی انجام نمیشد، این کورهها چه زمانی شناسایی میشدند؟
پاسخ به این سؤال به معنای نادیده گرفتن تلاش نیروهای منابع طبیعی نیست؛ بلکه یادآوری این واقعیت است که حفاظت از جنگل نباید تنها به کشف تخلف پس از وقوع آن وابسته باشد.
پایش باید پیشگیرانه باشد.
نباید منتظر ماند تا درخت قطع شود، چوب جمعآوری شود، کوره ساخته شود و سپس نیروهای حفاظتی برای تخریب آن وارد عمل شوند.
اگر نقطهای در معرض قطع غیرمجاز درخت یا زغالگیری قرار دارد، باید پیش از شکلگیری کوره شناسایی شود. اگر منطقهای برای قاچاق چوب مستعد است، باید نظارت در آن افزایش پیدا کند. و اگر متخلفان سابقه فعالیت دارند، برخورد با آنها نباید تنها به تخریب ابزار تخلف محدود شود.
در چنین پروندههایی، شناسایی عاملان اهمیت زیادی دارد.
تخریب کوره، ابزار تخلف را از بین میبرد؛ اما شناسایی فرد یا افرادی که پشت تأمین چوب و احداث کوره هستند، میتواند مسیر تکرار تخلف را مسدود کند.
اگر یک کوره تخریب شود اما عامل آن شناسایی نشود، احتمال دارد چند کیلومتر دورتر کوره دیگری ساخته شود.
به همین دلیل، اکنون انتظار میرود بررسیها تنها به تخریب دو کوره محدود نشود و منشأ چوب، محدوده برداشت، مسیر انتقال و عاملان احتمالی نیز مورد بررسی قرار گیرد.
از سوی دیگر، گزارشهای مردمی باید جدی گرفته شود. شهروندی که تخلفی را در دل جنگل گزارش میکند، در واقع بخشی از ظرفیت حفاظتی منطقه را فعال کرده است. اما این مشارکت زمانی تقویت میشود که مردم نتیجه گزارش خود را ببینند و بدانند اطلاعاتشان به یک پیگیری واقعی منجر شده است.
امروز دو کوره در دینارکوه خاموش شدهاند.
اما مسئله اصلی این نیست که چند کوره تخریب شده است؛ مسئله این است که چرا اصلاً امکان احداث آنها در دل جنگل فراهم شده است؟
اگر قرار باشد هر بار پس از شکلگیری کوره و تخریب بخشی از پوشش جنگلی وارد عمل شویم، همیشه چند قدم از متخلفان عقبتر خواهیم بود.
حفاظت واقعی از دینارکوه زمانی اتفاق میافتد که قبل از قطع درخت، قبل از انتقال چوب و قبل از روشن شدن آتش کوره، تخلف متوقف شود.
دو کوره اکنون خاموش شدهاند، اما پاسخ به یک پرسش همچنان ضروری است؛ چه مقدار از جنگل برای روشن شدن این دو کوره هزینه شده و آیا عاملان آن به دست قانون خواهند رسید؟
انتهای پیام/ خبرنگار محمد سعادتی





