حادثه ایلام-سعدحمیدیکیا:خودکشی از حساسترین مسائل سلامت عمومی است مسئلهای که پرداختن به آن نه به سکوت نیاز دارد و نه به هیجانسازی رسانهای، بلکه به آگاهی، آموزش و مسئولیتپذیری نیازمند است.
هر بار که این موضوع به تیتر خبرها تبدیل میشود باید از خود بپرسیم: آیا فقط یک اتفاق را روایت میکنیم یا برای پیشگیری از تکرار آن نیز قدمی برمیداریم؟
یکی از بزرگترین موانع پیشگیری باورهای نادرستی است که همچنان در جامعه وجود دارد.
تصور اینکه صحبت از خودکشی همیشه با هدف جلب توجه است اینکه پرسیدن درباره افکار خودکشی این افکار را در ذهن فرد ایجاد میکند یا اینکه افراد گرفتار بحران روانی صرفاً به دلیل ضعف شخصیتی به این نقطه میرسند، میتواند مانع کمکرسانی بهموقع شود.
واقعیت این است که رنج روانی را نمیتوان از ظاهر افراد تشخیص داد و ممکن است انسانی در میان جمع بخندد، مسئولیتهایش را انجام دهد و همچنان با فشارهای سنگین روانی دستوپنجه نرم کند.
به همین دلیل شنیدن بدون قضاوت، توجه به نشانههای هشداردهنده و فراهمکردن امکان دسترسی به حمایت تخصصی، اهمیت حیاتی دارد.
در چنین شرایطی خانواده نخستین حلقه حمایت است اما مسئولیت فقط بر دوش خانوادهها نیست.
مدارس، دانشگاهها، مراکز درمانی، نهادهای اجتماعی و رسانهها نیز در آموزش مهارتهای مقابله با بحران، کاهش انگ بیماریهای روانی و معرفی مسیرهای دریافت کمک نقش دارند.
رسانهها نیز باید در نحوه پرداختن به این موضوع حساسیت بیشتری به خرج دهند.
انتشار جزئیات غیرضروری، گمانهزنی درباره انگیزه افراد، نسبتدادن یک حادثه به تنها یک علت و استفاده از تیترهای هیجانی، نهتنها کمکی به حل مسئله نمیکند، بلکه ممکن است آسیبزا باشد.
در مقابل اطلاعرسانی مسئولانه معرفی خدمات حمایتی و آموزش راههای پیشگیری میتواند به افزایش آگاهی عمومی کمک کند.
نکته مهم دیگر این است که پرسیدن همدلانه درباره وضعیت روانی یک فرد نشانه بیتفاوتی نیست بلکه میتواند آغاز یک گفتوگوی نجاتبخش باشد.
اگر کسی از ناامیدی شدید یا افکار خودکشی سخن میگوید نباید حرفهایش را کوچک بشماریم او را سرزنش کنیم یا به امید اینکه مشکل خودبهخود برطرف میشود از کنارش بگذریم.
شنیدن، همراهی و کمکگرفتن از متخصصان، اقدامات مهمی هستند که میتوانند شرایط را تغییر دهند.
از سوی دیگر نباید فراموش کرد که مشکلات اقتصادی، فشارهای خانوادگی، انزوای اجتماعی و بحرانهای روانی ممکن است بر وضعیت افراد اثر بگذارند اما هیچ موردی را نمیتوان بدون بررسی دقیق علت قطعی یک حادثه دانست.
پیشگیری مؤثر نیازمند شناخت علمی عوامل خطر و تقویت عوامل محافظتی از جمله حمایت اجتماعی و دسترسی به خدمات سلامت روان است.
اکنون زمان آن رسیده است که بهجای برخورد مقطعی پس از وقوع حوادث، آموزش عمومی را جدی بگیریم درباره سلامت روان همانقدر مسئولانه حرف بزنیم که درباره سلامت جسم صحبت میکنیم و کمکخواستن را از یک موضوع شرمآور به رفتاری پذیرفتهشده تبدیل کنیم.
سخن پایانی اینکه هیچ انسانی نباید برای بیان رنج خود احساس شرمندگی کند و هیچ جامعهای نباید پیشگیری را تا زمان وقوع یک فاجعه به تعویق بیندازد.
گاهی یک گفتوگوی بهموقع، یک برخورد بدون قضاوت یا دسترسی سریع به کمک تخصصی میتواند مسیر زندگی یک انسان را تغییر دهد.
پیشگیری از خودکشی فقط وظیفه متخصصان نیست مسئولیتی مشترک است که از خانه آغاز میشود در جامعه گسترش مییابد و با آگاهیرسانی مسئولانه رسانهها جان میگیرد.
انتهای پیام/س





