به گزارش خبرنگار حادثه ایلام ؛ توقیف ۵۱ خودرو در جریان طرح ویژه پلیس راه استان ایلام، بار دیگر موضوع ایمنی محورهای مواصلاتی استان را به صدر توجهها آورد؛ طرحی که در آن با خودروهای دارای شکایت یا تخلفات مؤثر برخورد و تخلفاتی از جمله سرعت و سبقت غیرمجاز، حمل بار بیش از ظرفیت، اضافهتناژ، آلودگی صوتی و برخی تخلفات مربوط به شمارهگذاری و اجرائیات کنترل شد.
بدون تردید، برخورد با تخلفات رانندگی ضروری است. رانندهای که با سرعت غیرمجاز، سبقت خطرناک یا حمل بار بیش از ظرفیت، جان خود و دیگران را به خطر میاندازد، نمیتواند انتظار داشته باشد قانون در برابر رفتار او سکوت کند.
اما مسئله ایمنی جادههای ایلام را نمیتوان تنها با تعداد خودروهای توقیفشده سنجید.
پشت هر تصادف، مجموعهای از عوامل انسانی، فنی، جادهای و نظارتی قرار دارد و اگر هدف، کاهش واقعی تلفات است، باید همه این عوامل همزمان مورد توجه قرار گیرند.
وقتی خبر از توقیف ۵۱ خودرو منتشر میشود، سؤال مهمتر این است که چند حادثه پیش از رسیدن به مرحله برخورد و توقیف قابل پیشگیری بوده است؟
آیا تمام محورهای پرخطر استان بهصورت مستمر پایش میشوند؟ آیا نقاط حادثهخیز شناساییشده، بهموقع اصلاح شدهاند؟ وضعیت روشنایی، خطکشی، تابلوهای هشداردهنده، شانه راه و آسفالت محورهای پرتردد چگونه است؟ آیا دوربینهای کنترل سرعت و سامانههای نظارتی در نقاطی که بیشترین تخلفات و حوادث رخ میدهد، به اندازه کافی فعال هستند؟
این پرسشها به معنای نادیده گرفتن نقش رانندگان نیست. اتفاقاً بخش مهمی از تصادفات، نتیجه رفتارهای پرخطر است؛ سرعت غیرمجاز، سبقت در نقاط ممنوع، خستگی و خوابآلودگی، بیتوجهی به مقررات و استفاده نادرست از خودرو، هرکدام میتوانند در چند ثانیه یک سفر عادی را به حادثهای جبرانناپذیر تبدیل کنند.
اما فرهنگ صحیح رانندگی، زمانی میتواند نتیجه مطلوب بدهد که با نظارت مستمر و زیرساخت ایمن همراه باشد.
نمیتوان از راننده خواست در یک مسیر ناایمن، تمام مسئولیت ایمنی را بر عهده بگیرد و همزمان از نقش وضعیت راه، علائم، طراحی هندسی مسیر و کیفیت نظارت غافل شد.
از سوی دیگر، موضوع اضافهتناژ و حمل بار بیش از ظرفیت نیز نیازمند توجه جدیتر است. یک کامیون یا خودروی باری که بیش از ظرفیت مجاز بارگیری شده، فقط مرتکب یک تخلف اداری نشده است؛ چنین وضعیتی میتواند بر کنترل خودرو، قدرت ترمزگیری، استهلاک مسیر و در نهایت ایمنی دیگر خودروها تأثیر بگذارد.
بنابراین برخورد با اضافهتناژ باید بخشی از یک زنجیره نظارتی کامل باشد؛ زنجیرهای که از محل بارگیری آغاز شود و تا تردد خودرو در جاده ادامه پیدا کند.
از طرف دیگر، اجرای طرحهای پلیس زمانی بیشترین اثرگذاری را خواهد داشت که مستمر، هدفمند و مبتنی بر دادههای تصادفات و تخلفات باشد. اگر مشخص است کدام محور، کدام ساعت و کدام نوع تخلف بیشترین خطر را ایجاد میکند، حضور و نظارت باید دقیقاً در همان نقاط و زمانها تقویت شود.
ایمنی جاده نباید با یک طرح آغاز شود و با پایان آن به فراموشی سپرده شود.
هر حادثهای که در جادههای استان رخ میدهد، باید چیزی فراتر از یک عدد در جدول آمار باشد. باید مشخص شود حادثه چرا رخ داده، چه عواملی در آن نقش داشتهاند و آیا امکان جلوگیری از تکرار آن وجود دارد یا خیر.
اگر یک نقطه بارها شاهد سرعت بالا، سبقتهای خطرناک یا تصادفات شدید است، سؤال این نیست که «چرا رانندگان تخلف میکنند؟» بلکه باید پرسید چه اقدامی میتوان انجام داد تا احتمال وقوع تخلف و شدت پیامدهای آن کاهش پیدا کند؟
گاهی یک هشدار بهموقع، یک دوربین فعال، یک خطکشی مناسب، اصلاح یک نقطه پرخطر یا افزایش حضور هدفمند نیروهای پلیس میتواند فاصله میان یک سفر عادی و یک حادثه مرگبار باشد.
البته این اقدامات نیز باید بر اساس مطالعات کارشناسی انجام شود؛ زیرا هر مداخله ترافیکی بدون بررسی دقیق میتواند به جای کاهش خطر، مشکل جدیدی ایجاد کند.
توقیف ۵۱ خودرو میتواند یک اقدام بازدارنده مهم باشد، اما نباید پایان کار تلقی شود.
مسئولان باید از این آمار برای شناسایی الگوی تخلفات، نقاط پرخطر و عوامل مؤثر بر تصادفات استفاده کنند. اگر ۵۱ خودرو در یک طرح شناسایی و توقیف شدهاند، این آمار باید به ما بگوید کجا بیشتر تخلف رخ میدهد، چه نوع تخلفی غالب است و چرا این تخلفات در آن نقاط تکرار میشوند.
انتهای پیام/محمد سعادتی





