حادثه ایلام-سعد حمیدی کیا:پنج جان، یک خانواده و پرسشهایی که نباید زیر آوار خبرهای فوری دفن شوند؛ فاجعهای که فقط به اعلام آمار قربانیان و انتشار چند تصویر تلخ ختم نمیشود.
گاهی یک خبر آنقدر سنگین است که حتی واژهها هم از بیان عمق فاجعه ناتوان میمانند.
خبر جانباختن پنج نفر در یک حادثه خانوادگی در دهلران از همان خبرهایی است که نمیتوان از کنار آن گذشت، چند خط دربارهاش نوشت و به سراغ تیتر بعدی رفت.
پشت این خبرزندگیهایی بوده که جریان داشته است؛آدمهایی با آرزوها، دلبستگیها و آیندهای که قرار بود ادامه پیدا کند. تصویری که در فضای مجازی دستبهدست میشود فارغ از جزئیاتی که هنوز باید با منابع معتبر تأیید شوند ما را با یک واقعیت تلخ روبهرو میکند: وقتی جان انسانها از دست میرود، دیگر هیچ توضیحی نمیتواند جای خالی آنها را پر کند.
اما پرسش اصلی اینجاست؛ آیا قرار است این فاجعه هم مانند بسیاری از خبرهای تلخ، چند روز در صدر اخبار بماند، موجی از اندوه و واکنش در شبکههای اجتماعی ایجاد کند و بعد، آرامآرام از حافظه عمومی کنار برود؟
اگر چنین باشد، ما فقط خبر یک فاجعه را منتشر کردهایم، بیآنکه از آن درسی گرفته باشیم.
مسئله فقط یک حادثه نیست؛ مسئله، مسئولیت جامعه در برابر رنجهای پنهان است.
در هر حادثه خانوادگی پیش از آنکه قضاوتها آغاز شوند باید واقعیت روشن شود.
علت وقوع حادثه چیست؟ چه شرایطی به شکلگیری آن انجامیده است؟ آیا نشانههایی وجود داشته که میشد آنها را جدی گرفت؟ آیا امکان مداخله، حمایت یا پیشگیری وجود داشته است؟
این پرسشها نه برای متهمکردن افراد نه برای ساختن روایتهای هیجانانگیز و نه برای صدور حکم در فضای مجازی بلکه برای رسیدن به حقیقت و جلوگیری از تکرار فجایع مشابه اهمیت دارند.
تا زمانی که جزئیات از سوی مراجع مسئول روشن نشده هرگونه گمانهزنی درباره انگیزهها، اختلافات خانوادگی یا مقصران احتمالی، چیزی جز افزودن بر رنج بازماندگان و آسیبدیدگان نیست.
اما روشنشدن حقیقت نباید به معنای بستهشدن پرونده مسئولیت اجتماعی باشد.
خانواده حریم امن انسان است وقتی این امنیت فرو میریزد باید جدیتر نگاه کنیم.
خانواده قرار است پناهگاه باشد جایی برای آرامش، حمایت و عبور از دشواریهای زندگی است.
اما اگر در هر نقطهای از جامعه روابط انسانی به وضعیتی برسد که جان افراد در معرض خطر قرار گیرد، دیگر نمیتوان فقط به تأسفخوردن بسنده کرد.
جامعه به گفتوگوی مسئولانه درباره تعارضهای خانوادگی، آموزش مهارتهای حل اختلاف، دسترسی به حمایتهای روانی و اجتماعی و جدیگرفتن نشانههای خطر نیاز دارد.
اینها راهکارهایی برای همه موقعیتهای دشوارند نه ادعایی درباره علت حادثه دهلران، که هنوز باید بر پایه اطلاعات معتبر بررسی شود.
پیشگیری از خشونت و بحرانهای خانوادگی، وظیفه یک نهاد یا یک فرد بهتنهایی نیست.
خانوادهها، نهادهای حمایتی، نظام آموزشی، رسانهها و مسئولان هرکدام در جای خود مسئولیتی دارند؛ مسئولیتی که باید پیش از وقوع فاجعه جدی گرفته شود، نه فقط پس از آن باشد.
رسانه مسئول انتشار اندوه یا مسئول پیگیری حقیقت؟
در چنین روزهایی انتشار تصاویر و تیترهای تکاندهنده آسان است اما کار رسانه فقط جلب توجه مخاطب نیست.
رسانه مسئول است میان خبر و شایعه مرز بگذارد حرمت قربانیان را حفظ کند از انتشار جزئیات تأییدنشده بپرهیزد و پرسشهایی را مطرح کند که پاسخ به آنها میتواند به آگاهی عمومی و پیشگیری کمک کند.
رسانه مسئول، از رنج انسانها برای هیجانآفرینی استفاده نمیکند اجازه نمیدهد حقیقت زیر موج شایعات گم شود و پس از فروکشکردن توجه عمومی، پیگیری را کنار نمیگذارد.
حادثه ایلام نیز در برابر چنین خبرهایی وظیفه دارد ضمن پیگیری اطلاعات رسمی و معتبر از قضاوت زودهنگام دور بماند و اجازه ندهد کرامت انسانها قربانی رقابت برای دیدهشدن شود.
پرسش آخر؛ بعد از فروکشکردن این خبر چه خواهد ماند؟
دهلران امروز با خبری تلخ در حافظه عمومی ثبت شده است اما آنچه فردا اهمیت دارد فقط تعداد بازنشرها و واکنشها نیست. اهمیت دارد که آیا حقیقت روشن میشود؟ آیا اگر کوتاهی یا تخلفی رخ داده باشد، مسئولیت آن مشخص خواهد شد؟ آیا از این اتفاق برای تقویت سازوکارهای حمایتی و پیشگیری از خشونت درس گرفته میشود؟
پاسخ این پرسشها را نمیتوان با چند جمله احساسی داد.
پاسخ را باید در شفافیت، پیگیری مسئولانه، حمایت از افراد در معرض خطر و اقدامهای واقعی جستوجو کرد.
پنج جان از دست رفته را نمیتوان با یک یادداشت بازگرداند اما میتوان اجازه نداد رنج آنها به خبری گذرا تبدیل شود.
بزرگترین بیتفاوتی این نیست که از یک خبر تلخ اندوهگین نشویم؛ این است که اندوهگین شویم، واکنش نشان دهیم و بعد، بدون آنکه حتی یک پرسش جدی را تا رسیدن به پاسخ دنبال کنیم، همهچیز را فراموش کنیم.
دهلران به شایعه نیاز ندارد به حقیقت نیاز دارد به قضاوتهای عجولانه نیاز ندارد؛ به بررسی دقیق نیاز دارد و جامعه ما بیش از هر چیز به این نیاز دارد که پیش از آنکه یک بحران به فاجعه تبدیل شود، نشانههای خطر را ببیند و برای پیشگیری از آن اقدام کند.
انتهای پیام/س





