به گزارش خبرنگار حادثه ایلام؛ یک تماس با مرکز فوریتهای پلیسی ۱۱۰ کافی بود تا نیروهای انتظامی در یکی از روستاهای شهرستان درهشهر برای پایان دادن به نزاع میان اعضای دو خانواده وارد عمل شوند؛ درگیریای که بنا بر بررسیهای اولیه، ریشه در اختلافات خانوادگی داشت و در جریان آن چند نفر از طرفین نیز مصدوم شدند.
پلیس در محل حاضر شد، اوضاع را کنترل کرد، عاملان اصلی شناسایی شدند و پنج نفر با هماهنگی قضایی دستگیر و برای طی مراحل قانونی به مرجع قضایی معرفی شدند.
اما اگر ماجرا را فقط در همین چند خط خلاصه کنیم، بخش مهمی از مسئله دیده نخواهد شد.
پنج نفر دستگیر شدند، اما آیا ریشه اختلاف هم حل شده است؟
نزاعهای خانوادگی و محلی معمولاً یکشبه شکل نمیگیرند. بسیاری از اختلافات از یک سوءتفاهم، مشاجره، اختلاف مالی، مسائل خانوادگی یا یک درگیری لفظی آغاز میشوند و زمانی که مدیریت نشوند، میتوانند به خشونت فیزیکی و درگیری دستهجمعی تبدیل شوند.
در این مرحله دیگر فقط با یک اختلاف خانوادگی روبهرو نیستیم؛ پای امنیت عمومی، آرامش مردم، آسیبهای جسمی و روانی و در نهایت دستگاه انتظامی و قضایی نیز به میان میآید.
طبیعی است که پلیس باید در برابر برهمزدن نظم عمومی و رفتارهای خشونتآمیز قاطعانه عمل کند. حضور بهموقع مأموران و پایان دادن به درگیری، اقدامی ضروری برای جلوگیری از گسترش نزاع است.
اما سؤال مهمتر این است که چرا باید منتظر بمانیم تا اختلاف به مرحلهای برسد که برای کنترل آن نیاز به حضور پلیس باشد؟
جامعه فقط با برخورد انتظامی از خشونت دور نمیشود. پیشگیری از نزاع نیازمند مجموعهای از اقدامات فرهنگی و اجتماعی است؛ از آموزش مهارت گفتوگو و کنترل خشم گرفته تا میانجیگری بزرگان و معتمدان محلی و استفاده از ظرفیت شوراها و نهادهای اجتماعی.
در جوامعی که روابط خانوادگی و محلی نزدیک است، یک اختلاف میان دو نفر میتواند خیلی سریع افراد بیشتری را درگیر کند. زمانی که اعضای خانواده یا نزدیکان به جای کاهش تنش، وارد درگیری میشوند، یک اختلاف شخصی میتواند به نزاع دستهجمعی تبدیل شود.
اینجاست که نقش بزرگان، معتمدان و افراد مورد اعتماد جامعه اهمیت پیدا میکند.
گاهی یک گفتوگوی بهموقع میتواند مانع از آن شود که یک اختلاف ساده به پرونده قضایی تبدیل شود. گاهی نیز مداخله افراد مورد اعتماد خانوادهها در همان ساعات اولیه اختلاف، میتواند جلوی خشونت را بگیرد.
البته این موضوع به معنای نادیده گرفتن قانون نیست. زمانی که درگیری رخ داده و نظم عمومی مختل شده است، برخورد قانونی ضروری است و هیچکس نمیتواند به بهانه اختلاف خانوادگی، امنیت و آرامش دیگران را به خطر بیندازد.
اما قانون باید آخرین حلقه مقابله با خشونت باشد، نه نخستین راهحل برای اختلافات خانوادگی.
از سوی دیگر، باید به آثار پنهان این درگیریها نیز توجه کرد. حتی زمانی که یک نزاع با دستگیری متهمان پایان مییابد، آثار روانی و اجتماعی آن ممکن است مدتها در میان اعضای خانواده و اهالی محل باقی بماند؛ بهویژه زمانی که کودکان و نوجوانان شاهد خشونت میان بزرگترها باشند.
نزاع همچنین میتواند چرخهای از کینه و واکنش متقابل ایجاد کند؛ چرخهای که اگر مدیریت نشود، یک درگیری امروز را به اختلافی طولانیمدت تبدیل خواهد کرد.
به همین دلیل، پایان یک نزاع فقط زمانی واقعی است که پس از پایان درگیری، زمینه تکرار آن نیز بررسی و مدیریت شود.
انتظار میرود در کنار برخورد قانونی با عاملان درگیری، ظرفیتهای اجتماعی و مشاورهای نیز برای کاهش تنش میان خانوادههای درگیر مورد استفاده قرار گیرد؛ البته در چارچوب قانون و با رعایت حقوق همه طرفین.
رسانهها نیز در این میان وظیفهای فراتر از انتشار خبر دستگیری دارند. انتشار خبر یک نزاع میتواند افکار عمومی را از حادثه مطلع کند، اما پرداختن به ریشههای اجتماعی خشونت میتواند به پیشگیری از تکرار آن کمک کند.
در نهایت، خبر دستگیری پنج نفر را نباید فقط یک موفقیت انتظامی دانست؛ این حادثه باید هشداری درباره ضرورت تقویت فرهنگ گفتوگو، کنترل خشم و حل مسالمتآمیز اختلافات نیز باشد.
پلیس نمیتواند در هر اختلاف خانوادگی حضور داشته باشد و پیش از آنکه تنش به خشونت تبدیل شود، وارد عمل شود. جامعه باید سازوکارهایی داشته باشد که اختلافات پیش از رسیدن به مرحله درگیری مدیریت شوند.
پنج نفر بازداشت شدهاند و پرونده برای رسیدگی قضایی در اختیار مرجع قضایی قرار گرفته است؛ اما پرسش اصلی همچنان باقی است:
آیا باید هر اختلاف خانوادگی در نهایت به تماس با ۱۱۰، حضور پلیس، مصدومیت و تشکیل پرونده قضایی ختم شود، یا میتوان پیش از رسیدن اختلاف به مرحله خشونت، راهی برای گفتوگو و حل مسئله پیدا کرد؟
نزاع با دستگیری چند نفر تمام میشود؛ اما پیشگیری از نزاع، از جایی آغاز میشود که اختلاف هنوز به خشونت تبدیل نشده است.
انتهای پیام/ محمد سعادتی





