به گزارش خبرنگار حادثه ایلام، گاهی یک لبخند کج، افتادن ناگهانی دست، بریده شدن کلمات یا بههم خوردن تعادل، نخستین نشانههای حادثهای است که در سکوت آغاز میشود؛ حادثهای که اگر اطرافیان آن را جدی نگیرند، ممکن است فرصت طلایی درمان از دست برود.
سکته مغزی زمانی رخ میدهد که جریان خون بخشی از مغز مختل شود یا یک رگ مغزی دچار خونریزی شود. در هر دو حالت، تشخیص سریع و انتقال بهموقع بیمار اهمیت دارد، اما نوع سکته باید با تصویربرداری مشخص شود تا مسیر درمان درست انتخاب شود.
محسن ویسی، کارشناس آموزش و پژوهش اورژانس ۱۱۵ ایلام، در گفتوگو خبرنگار حادثه ایلام اظهار داشت: در ایران زمانی که بیمار در مرحله پیشبیمارستانی مشکوک به سکته مغزی تشخیص داده میشود، فعال شدن مسیر مناسب میتواند موجب انتقال سریع بیمار به مرکز درمانی و آماده شدن تیم درمان برای اقدامات ضروری شود.
وی افزود: تماس با ۱۱۵ صرفاً درخواست یک آمبولانس نیست، بلکه در بیمار مشکوک به سکته مغزی میتواند بخشی از زنجیره درمان باشد.
ویسی ادامه داد: وقتی خانواده با مشاهده علائم مشکوک با ۱۱۵ تماس میگیرد و اطلاعات لازم را در اختیار کارشناسان قرار میدهد، اورژانس میتواند بیمار را در مسیر مناسب قرار دهد و در صورت احراز شرایط، فرآیند مربوط به کد سکته مغزی را فعال کند.
آمارهای اورژانس پیشبیمارستانی استان ایلام نشان میدهد که این موضوع تنها یک هشدار آموزشی نیست و هر سال شمار قابل توجهی از تماسها با علائم مشکوک به سکته مغزی ثبت میشود.
بر اساس آمار ثبتشده در اورژانس پیشبیمارستانی استان ایلام، در سال ۱۴۰۴ تعداد ۳۴۲ مورد مشکوک به سکته مغزی با اورژانس تماس داشتهاند و از ابتدای سال ۱۴۰۵ تاکنون نیز ۱۲۹ مورد مشکوک به سکته مغزی گزارش شده است.
این اعداد تنها بخشی از یک واقعیت بزرگتر هستند؛ پشت هر تماس، بیماری قرار دارد که ممکن است فرصت محدودی برای دریافت درمان داشته باشد و خانوادهای که در آن لحظات، هر دقیقه برایش اهمیت پیدا میکند.
ویسی با تأکید بر اهمیت زمان در سکته مغزی گفت: هرچه بیمار سریعتر شناسایی و به مرکز مناسب منتقل شود، امکان بررسی و آغاز درمان در زمان مناسب بیشتر خواهد بود.
وقتی مغز برای هر دقیقه هزینه میدهد
مشاهدات میدانی خبرنگار حادثه ایلام، در گفتوگو با شهروندان و بررسی تجربه خانوادههایی که با بیماران سکته مغزی مواجه شدهاند نشان میدهد یکی از مشکلات، تشخیص ندادن علائم اولیه و تصور اشتباه درباره «صبر کردن تا بهتر شدن حال بیمار» است.
برخی خانوادهها در مواجهه با بیحسی دست، اختلال تکلم یا کجی صورت ابتدا تصور میکنند بیمار دچار افت فشار، خستگی یا یک مشکل گذرا شده است و همین چند دقیقه یا چند ساعت انتظار میتواند مسیر درمان را تغییر دهد.
رضایی، یکی از شهروندان ایلامی که یکی از نزدیکانش را با علائم ناگهانی عصبی به مرکز درمانی رسانده است، در گفتوگو با خبرنگار حادثه ایلام میگوید: در آن لحظه واقعاً نمیدانستیم باید چه کار کنیم و ابتدا فکر میکردیم حال بیمار خودش بهتر میشود.
وی ادامه میدهد: وقتی متوجه شدیم موضوع میتواند جدی باشد، با اورژانس تماس گرفتیم و بعد فهمیدیم که زمان شروع علائم برای پزشکان خیلی مهم است.
این تجربه شاید برای بسیاری از خانوادهها آشنا باشد؛ لحظهای که تفاوت میان «صبر کردن» و «اقدام کردن» میتواند بسیار بیشتر از آن چیزی باشد که تصور میشود.
پنج حرف برای شناخت یک حادثه بزرگ (BEFAST)
کارشناسان توصیه میکنند مردم برای شناسایی سریع علائم سکته مغزی از الگوی BEFAST استفاده کنند؛ الگویی که به بررسی تعادل، بینایی، افتادگی صورت، ضعف دست و اختلال گفتار کمک میکند.
اگر فردی ناگهان دچار اختلال تعادل یا سرگیجه شدید شد، مشکل جدید در بینایی پیدا کرد، یک طرف صورتش افتاد، دست یا پای یک طرف بدنش ضعیف یا بیحس شد یا در صحبت کردن و درک کلمات مشکل پیدا کرد، نباید منتظر ماند تا علائم خودبهخود برطرف شود.
در چنین شرایطی، تماس فوری با ۱۱۵ نخستین اقدام است.
زمان شروع علائم را ثبت کنید
یکی از اطلاعات مهم برای تیم درمان، زمان شروع علائم یا آخرین زمانی است که بیمار کاملاً سالم بوده است.
ویسی در این زمینه تأکید کرد: خانواده باید زمان شروع علائم را به خاطر بسپارد یا ثبت کند و این زمان را هنگام تماس با اورژانس و سپس به تیم درمان اعلام کند.
این موضوع از آن جهت اهمیت دارد که برخی درمانهای سکته ایسکمیک به زمان وابستهاند و درمان هرچه زودتر انجام شود، احتمال بهرهمندی بیمار از درمان بیشتر است.
بر اساس راهنمای بهروزشده انجمن قلب و سکته آمریکا در سال ۲۰۲۶، در بیماران واجد شرایط سکته ایسکمیک، درمان وریدی با داروهای حلکننده لخته از جمله آلتپلاز یا تنکتپلاز در پنجره معمول ۴.۵ ساعت نخست توصیه شده و در برخی بیماران منتخب، بر اساس تصویربرداری و شرایط بالینی، امکان بررسی درمان در پنجرههای طولانیتر نیز وجود دارد.
از CT تا خارج کردن لخته
وقتی بیمار به بیمارستان میرسد، نخست باید مشخص شود سکته از نوع ایسکمیک است یا خونریزی مغزی؛ چراکه درمان این دو کاملاً متفاوت است.
تصویربرداری مغزی، بهویژه CT اسکن، در تشخیص نوع سکته نقش مهمی دارد و باید در سریعترین زمان ممکن انجام شود تا مسیر درمان مشخص شود. راهنمای ۲۰۲۶ انجمن قلب آمریکا بر تشخیص سریع و تصویربرداری زودهنگام تأکید کرده است.
اگر سکته ایسکمیک باشد و بیمار شرایط لازم را داشته باشد، ممکن است داروهای حلکننده لخته برای بازگرداندن جریان خون استفاده شوند.
در برخی بیماران نیز که یک رگ بزرگ مغزی مسدود شده است، ترومبکتومی مکانیکی مطرح میشود؛ روشی که در آن پزشک متخصص با ورود به عروق، لخته را خارج میکند. راهنمای ۲۰۲۶ دامنه استفاده از این روش را برای برخی بیماران واجد شرایط گسترش داده و در شرایط مشخص، درمان تا ۲۴ ساعت پس از شروع علائم نیز میتواند مطرح باشد.
اما اگر سکته ناشی از خونریزی باشد، مسیر درمان متفاوت خواهد بود و ممکن است کنترل فشار خون، اصلاح اختلالات انعقادی، مراقبت تخصصی و در برخی موارد مداخلات جراحی یا عروقی مورد نیاز باشد.
آسپرین؛ دارویی که نباید خودسرانه مصرف شود
یکی از اشتباهاتی که ممکن است خانوادهها در مواجهه با سکته مغزی مرتکب شوند، دادن خودسرانه آسپرین یا داروهای رقیقکننده خون به بیمار است.
پیش از انجام تصویربرداری، مشخص نیست بیمار با انسداد عروق مغزی مواجه است یا خونریزی؛ بنابراین تصمیم درباره مصرف دارو باید به تیم درمان سپرده شود.
ویسی نیز بر ضرورت خودداری از دادن خودسرانه دارو، آب و غذا به بیمار مشکوک به سکته مغزی تأکید کرد.
«فکر میکردیم چند دقیقه بعد بهتر میشود»
احمدی زاد ، یکی دیگر از شهروندان ایلامی که تجربه مواجهه با یک بیمار مشکوک به سکته مغزی را داشته است، به خبرنگار حادثه ایلام میگوید: یکی از سختترین لحظات زمانی است که ناگهان متوجه میشوید یک نفر در کنار شما نمیتواند درست صحبت کند یا دستش حرکت نمیکند و نمیدانید باید چه کاری انجام دهید.
وی افزود: مهمترین چیزی که بعداً متوجه شدیم این بود که نباید منتظر بمانیم تا علائم خودش برطرف شود و باید سریع با اورژانس تماس بگیریم.
این روایتها نشان میدهد که آموزش عمومی شاید به اندازه تجهیزات پزشکی اهمیت داشته باشد؛ چراکه نخستین تصمیم در بسیاری از موارد، نه در بیمارستان، بلکه در خانه و توسط خانواده گرفته میشود.
گاهی علائم پس از چند دقیقه برطرف میشوند و بیمار یا خانواده تصور میکنند خطر گذشته است؛ اما این وضعیت میتواند نشانه یک حمله ایسکمیک گذرا یا TIA باشد و نیازمند ارزیابی فوری پزشکی است.
بنابراین برطرف شدن موقت علائم نباید باعث شود تماس با اورژانس یا مراجعه پزشکی به تعویق بیفتد.
بررسیهای امیر ملکی یکتا میدانی خبرنگار حادثه ایلام نشان میدهد هنوز بخشی از مردم، علائم اولیه سکته مغزی را با مشکلاتی مانند خستگی، افت فشار یا بیحالی معمولی اشتباه میگیرند.
در برخی خانوادهها نیز تصمیمگیری برای انتقال بیمار به مرکز درمانی با تأخیر انجام میشود و گاهی بیمار ابتدا با خودروی شخصی جابهجا میشود.
این در حالی است که در بیمار مشکوک به سکته مغزی، تماس با اورژانس علاوه بر انتقال بیمار، امکان دریافت راهنمایی تخصصی و قرار گرفتن بیمار در مسیر مناسب درمان را فراهم میکند.
مسئله فقط رسیدن آمبولانس نیست؛ زمان از لحظه شروع علائم تا آغاز درمان، زنجیرهای است که هر حلقه آن میتواند بر نتیجه نهایی اثر بگذارد.
خانواده؛ اولین امدادگر بیمار
ویسی در توضیح اقدامات اولیه میگوید: خانوادهها باید پنج نکته را به خاطر بسپارند؛ علائم را با الگوی BEFAST بررسی کنند، فوراً با ۱۱۵ تماس بگیرند، زمان شروع علائم یا آخرین زمان سالم بودن بیمار را مشخص کنند، بیمار را با خودروی شخصی جابهجا نکنند و بدون دستور پزشک یا کارشناسان اورژانس به بیمار غذا، آب یا دارو ندهند.
این توصیهها ساده به نظر میرسند، اما اجرای درست آنها میتواند نخستین حلقه زنجیره نجات بیمار باشد.
سکته مغزی ممکن است در خانه، محل کار، خیابان یا هر نقطه دیگری رخ دهد. در چنین شرایطی، نخستین کسانی که میتوانند در نجات بیمار نقش داشته باشند، معمولاً اعضای خانواده، همکاران یا افرادی هستند که در همان لحظه کنار بیمار قرار دارند.
اگر ناگهان کجی صورت، ضعف یا بیحسی یک طرف بدن، اختلال گفتار، اختلال دید یا اختلال شدید تعادل مشاهده شد، باید به سکته مغزی فکر کرد.
(BEFAST)
را به خاطر بسپاریم؛ زمان را ثبت کنیم و با ۱۱۵ تماس بگیریم
بررسی آمار اورژانس پیشبیمارستانی ایلام، با ثبت ۳۴۲ مورد مشکوک در سال ۱۴۰۴ و ۱۲۹ مورد از ابتدای سال ۱۴۰۵ تاکنون، نشان میدهد که این موضوع برای استان نیز یک مسئله واقعی و روزمره است.
در نهایت، کد سکته مغزی فقط یک اصطلاح پزشکی نیست؛ مسیری است که از شناخت علائم در خانه آغاز میشود، با تماس با ۱۱۵ ادامه پیدا میکند و در بیمارستان با تشخیص سریع، تصویربرداری و انتخاب درمان مناسب به مرحله بعد میرسد.
در سکته مغزی، هدف فقط نجات جان بیمار نیست؛ نجات مغز و کاهش ناتوانی آینده اوست. هر دقیقهای که زودتر اقدام کنیم، یک قدم به این هدف نزدیکتر شدهایم.





