به گزارش خبرنگار حادثه ایلام، آوار که فرو میریزد، دیگر فرصتی برای جبران اشتباهات باقی نمیماند؛ نه برای کارگری که زیر حجم سنگین مصالح گرفتار شده و نه برای خانوادهای که منتظر بازگشت اوست.
حادثه هفتچشمه نیز از همین جنس بود؛ حادثهای که در جریان آن دو نفر زیر آوار گرفتار شدند و نیروهای امدادی برای نجات آنها وارد عملیات شدند.
مدیرعامل جمعیت هلالاحمر استان ایلام، از اعزام سه تیم عملیاتی هلالاحمر به همراه نیروهای آتشنشانی و اورژانس خبر داد و گفت: عملیات جستوجو، نجات و رهاسازی افراد گرفتار در زیر آوار در دستور کار قرار گرفت. مرد ۳۰ ساله مصدوم پس از رهاسازی به مرکز درمانی منتقل شد و مرد ۳۸ ساله نیز جان خود را از دست داد.
مشاهدات خبرنگار حادثه ایلام از وضعیت چنین حوادثی نشان میدهد که موضوع را نمیتوان صرفاً به «ریزش ناگهانی ساختمان» خلاصه کرد؛ چراکه پشت بسیاری از این حوادث، زنجیرهای از بیتوجهیها قرار دارد؛ از بررسی نکردن وضعیت سازه و نحوه تخریب گرفته تا نبود تجهیزات حفاظت فردی، ایمن نکردن محدوده عملیات و ورود افراد غیرمسئول به محل خطر.
در عملیات تخریب، یک دیوار یا سقف صرفاً بخشی از مصالح ساختمان نیست؛ ممکن است با حذف نادرست یک عضو، تعادل بخش دیگری از سازه نیز برهم بخورد.
به همین دلیل، تخریب ساختمان باید با برنامهریزی و ارزیابی ایمنی انجام شود و نمیتوان آن را یک کار ساده و تجربی تلقی کرد. اصول ایمنی تخریب نیز بر بررسی ساختمان، برنامهریزی عملیات و انتخاب روش مناسب تخریب تأکید دارد.
از نگاه کارشناسان ایمنی، مهمترین اصل در حوادث ساختمانی، پیشگیری است؛ یعنی خطر باید پیش از آنکه به حادثه تبدیل شود، شناسایی و کنترل شود.
در یک عملیات تخریب ایمن، وضعیت سازه، اجزای باربر، ساختمانهای مجاور، مسیر تخریب و محدوده خطر باید بررسی شود و پس از تعیین روش مناسب، عملیات آغاز شود.
کارگران نیز باید متناسب با نوع فعالیت از تجهیزات حفاظت فردی استفاده کنند؛ موضوعی که در عملیاتهای ساختمانی و تخریب اهمیت دوچندان دارد.
کارشناس ایمنی در تشریح این موضوع میگوید: نباید منتظر وقوع حادثه ماند و سپس درباره ایمنی صحبت کرد؛ ایمنی باید از لحظه تصمیم برای تخریب یک ساختمان آغاز شود.
به گفته وی، محصور کردن محدوده خطر، جلوگیری از حضور افراد متفرقه، استفاده از تجهیزات حفاظت فردی و بررسی پایداری سازه، از اقداماتی است که میتواند احتمال وقوع حادثه را کاهش دهد.
اما خطر تنها متوجه کارگران ساختمان نیست؛ حتی پس از ریزش آوار نیز نیروهای امدادی با یک صحنه بسیار پرخطر مواجهاند.
کارشناس آتشنشانی معتقد است ورود افراد غیرمتخصص به محل آوار میتواند شرایط را برای امدادرسانی سختتر کند؛ زیرا بخشی از سازه ممکن است همچنان ناپایدار باشد و هر جابهجایی اشتباه مصالح، احتمال ریزش ثانویه را افزایش دهد.
در عملیات آواربرداری نیز شناسایی ستونها، سقفها و نقاط پایدار و همچنین استفاده از تجهیزات حفاظت فردی و ایجاد حصار برای جلوگیری از ورود افراد متفرقه ضروری است.
این یعنی وقتی یک ساختمان فرو میریزد، مأموریت امدادگران تازه آغاز شده است؛ آنها باید همزمان برای نجات فرد گرفتار تلاش کنند و مراقب باشند خودشان قربانی ریزش ثانویه نشوند.
چند روز پیش نیز در ایلام، ریزش دیوار یک منزل مسکونی به مرگ یک نوجوان ۱۴ ساله منجر شد؛ حادثهای که بار دیگر موضوع ایمنی سازهها و خطر ریزش دیوارها و ساختمانهای ناایمن را در مرکز توجه قرار داد.
وقتی در فاصلهای کوتاه چند حادثه مرتبط با ریزش سازه و آوار رخ میدهد، دیگر نمیتوان همه چیز را صرفاً به «حادثه» نسبت داد.
باید پرسید چه میزان از این حوادث قابل پیشگیری بودهاند؟
مشاهدات خبرنگار حادثه ایلام نشان میدهد که مسئله ایمنی در ساختوساز باید از یک الزام اداری به یک فرهنگ عمومی تبدیل شود.
ساختمان ناایمن، عملیات تخریب بدون برنامه، کارگر فاقد تجهیزات، محدودهای که بدون حصار رها شده و مردمی که برای تماشای حادثه وارد محل میشوند، هرکدام میتوانند یک حلقه از زنجیره حادثه باشند.
گاهی یک نفر تصور میکند «این دیوار که چیزی نیست»؛ دیگری میگوید «سالهاست همینطور کار میکنیم و اتفاقی نیفتاده» و فرد دیگری برای کاهش هزینه، تجهیزات یا اقدامات ایمنی را حذف میکند.
اما حادثه دقیقاً زمانی اتفاق میافتد که همین اطمینان کاذب جای اصول ایمنی را میگیرد.
کار ساختمانی و تخریب ساختمان از فعالیتهای پرخطر محسوب میشوند، اما پرخطر بودن یک شغل به معنای پذیرفتن مرگ بهعنوان بخشی از آن نیست.
پشت هر کارگر یک خانواده قرار دارد؛ پشت هر حادثه یک زندگی تغییر میکند و پشت هر مرگ، خانوادهای باقی میماند که هیچگاه نمیتواند خسارت از دست رفتن عزیزش را با پول یا دیه جبران کند.
هفتچشمه باید یک هشدار جدی باشد؛ هشداری برای مالکان، پیمانکاران، کارگران، ناظران و دستگاههای مسئول.
ساختمان را میتوان دوباره ساخت، دیوار را میتوان دوباره بالا برد و آوار را میتوان دوباره جمع کرد؛ اما جانی که زیر آوار از دست رفت، دیگر بازنمیگردد.
امروز سؤال اصلی این نیست که چه کسی پس از حادثه آوار را جمع میکند؛ سؤال این است که چه کسی باید قبل از حادثه، خطر را ببیند و جلوی آن را بگیرد؟
انتهای پیام/امیر ملکییکتا





